ریزش قیمت بیت کوین

خرید و فروش یا سرمایه گذاری در ارز دیجیتال یک جنگ روانی عیله خودتان است. تاجران سهام همیشه می گویند برای سرمایه گذاری در بازارهای سنتی باید انظباط ذهنی خیلی زیادی داشته باشید. این نظم یعنی وقتی بازار به سرعت تغییر می کند، چه طور خود را کنترل کنید، چه طور تصمیم های مسخره نگیرید و استراتژی خودتان را دنبال کنید.

اگر برای تجارت سنتی نظم زیادی لازم است، برای ارز دیجیتال نیازمند صبر ایوب هستیم. بازار رمزارز بسیار متغییرتر از هر بازاری است که جهان تا کنون دیده است. شما باید مثل یک استاد یوگا باشید که وسط یک گلوله باران بر بالای کوهی مراقبه می کند!

بله، ممکن است دنیا به پایان برسد، اما همه چیز خوب است، شما بر بالای کوه خود لم داده اید.

قلعه ی تنهایی شما
قلعه ی تنهایی شما

چند سالی است که در این فضا هستم. اول به صورت یک سرمایه گذار شروع کردم، اما خیلی بیشتر در این گل فرو رفتم. من با یک شتاب دهنده که به فروش توکن ها کمک می کند کار می کنم. اخیرا به تیمی از یک پروژه ملحق شده است که من عاشق آن شدم. دوست دارم فکر کنم که این کار درک جامعی از اصول کاربردی به من می دهد.

چیزی که این درک از بازیگران دخیل در این بازار به من داده است این است که ...

این دانش که این بازار تقریبا به طور کامل هیجانی است. یعنی اینکه همیشه "با معنا" نیست. رمزارز بیش از هر بازار دیگری سرمایه گذاران خرد دارد. شما می توانید این امر را با نگاه کردن به نمودار قیمت بیت کوین در کنار نمودار جستجوی گوگل برای کلمه ی "بیت کوین" درک کنید. هر چه افراد بیشتری کلمه ی بیت کوین را جستجو می کنند قیمت بالاتر می رود. نمودار حجم جستجو به نظر هموارتر می آید، چون نقاط داده¬ی کمتری برای رسم آن استفاده شده است.

نمودار قیمت بیت کوین
قیمت بیت کوین طی 12 ماه گذشته
نمودار جستجوی بیت کوین
حجم جستجوی گوگل برای کلمه "بیت کوین" طی 12 ماه گذشته

در واقع حجم جستجو قبل از بالا رفتن قیمت ها شروع به صعود می کند.

وقتی یک بازار احساسی است، حرکت قیمت با هیجانات کنترل می شود. برای رشد در بازاری که محرک آن هیجان است، باید احساسات و هیجان را از خرید و فروش خود جدا کنید.

دلیل اینکه همه ی این چیزها را به شما می گویم این است که درک کنید همیشه این مهم نیست که چه کاری انجام می دهید، بلکه مهم آن کارهایی است که انجام نمی دهید. یعنی موقع استفاده از آن ثبات ذهنی ای که گفتیم، از چه کارهایی خود داری می کنید. وقتی قیمت بیت کوین پایین می رود و می بینید که تمام دارایی رمزارز شما ارزش خود را از دست می دهد، آرام ماندن دشوار است. وقتی بازار قرمز می شود ممکن است از خود بپرسید آیا قیمت بیت کوین ممکن است باز هم بالا رود؟ من هیچ جام جهان نمایی ندارم، اما می توانم بگویم که بیت کوین به شکوه گذشته اش بر می گردد.

سعی نکنید دقیقا پایین ترین قیمت را به دست آورید

اگر آنقدر خوش شانس بودید که وقتی بازار یک دفعه سقوط می کند بخشی از سرمایه تان به صورت بیت کوین یا ارز دولتی (فیات) باشد، وقت خوبی است برای ساختن سبد سرمایه گذاریتان. من ترجیح می دهم به اصلاحات بازار "فروش یکدفعه ای رمزارز" بگویم. من تقریبا همیشه کمی فیات یا بیت کوین بدون دست زدن نگه می دارم برای وقتی که یک سقوط بزرگ در بازار رخ می دهد. اما وسواس من برای به دست آوردن پایین ترین قیمت یک روند نزولی، باعث شده است که برخی از موقعیت های خیلی خوب را از دست بدهم.

وقتی به نمودار قیمت یک ارز نگاه می کنید و می بینید که در حال سقوط است و دلتان می خواهد بدانید کجا می ایستد، دارید سعی می کنید قیمت کف را به دست آورید. "به دست آرودن قیمت کف" یعنی سعی می کنید در پایین ترین قیمت از یک روند نزولی وارد مبادلات شوید. به دست آوردن کف دقیق در مبادلات بسیار دشوار است، آن قدر سخت که گاهی به آن "گرفتن چاقوی در حال سقوط" می گویند.

undefined

اگر شما مدام سعی می کنید دقیقا پایین ترین قیمت را به دست آورید، احتمال دارد مبادلاتی را از دست بدهید. نمی توانم بگویم چندین بار هی صبر کرده ام و صبر کرده ام ، تنها برای اینکه روندی قبل از ورود من معکوس شود. خیلی بیش از آنچه به دست آوردم از دست دادم، چون سعی می کردم در ورودم به مبادلات بی نقص باشم. گاهی اوقات اگر می خواهید وارد مبادلات شوید بهتر است در نزدیک به کف این کار را بکنید تا اینکه منتظر شوید.

اگر شما یک تحلیلگر تکنیکال جادویی هستید، چیزی مثل گاندولف سفید در ارباب حلقه ها، و یا دوستانم در Cosmic Trading: ممکن است شما برای به دست آوردن کف، امکانات بهتری داشته باشید. روی این صحبت با شما نیست، با هر کس دیگری است، سرمایه گذاران خرد که بیشتر این بازار را تشکیل می دهند. شما گرگ وال استریت نیستید، و اگر از این طرز فکر دست بردارید ارز بیشتری ذخیره خواهید کرد.

برای خریدن ارزی که قیمتش بالا می رود ارز خودتان را نفروشید

همه این کار را کرده اند. نیازی نیست خجالت بکشید. این یعنی انسان بودن. همه ما در کف قیمت فروخته ایم و دیده ایم که روند معکوس شده و قیمت به بالا پریده است.

به نظر می رسد هر وقت بی خیال یک ارز می شوم و آن را از ترس ضرر می فروشم، ارزی که فروخته ام بالا می رود. این یک ترس رایج است که عامل تصمیم های بد زیادی در خرید و فروش است.

بگذارید یک تصویر برایتان رسم کنم

شما برای مثال ارز دیجیتال $XYZ را به قیمت 0.25 سنت می خرید. تلاش خودتان را کرده اید، نمودارها را مدتی بررسی کرده اید و آماده اید. حتی تلاش نکردید قیمت کف را به دست آورید. می دانید که کارتان یک نگهداری بلند مدت ارز است، پس حس خوبی به ورودتان به بازار دارید. حالتان خیلی خوب است.

دو هفته می گذرد، $XYZ هنوز 0.25 سنت است. کم کم شروع می کنید به زیر سوال بردن عقایدتان، درکتان از منطق و حتی واقعیت خودتان. شروع می کنید به بحث و جدل با افراد قدیمی تر در مورد اینکه "پول" یعنی چه. هر چه داراییتان بیشتر ثابت بماند و بالا نرود حالتان بدتر می شود.

دو هفته دیگر هم می گذرد. $XYZ به 0.20 رسیده است. دوستتان رامین که هفته پیش وارد بازار رمزارز شد در مورد یک ارز بی خود به نام $ABC با شما صحبت کرده بود. شما به خاطر آنکه به ارزی غیر از $XYZ حتی فکر کرده است به او خندیدید. بعد تنها 6 ساعت بعد از آنکه رامین $ABC را خرید، قیمتش مثل موشک بالا می رود. 70% رشد می کند. رامین خیال می کند که پادشاه بازار رمزارز است. به شما پیشنهادی می دهد، در حالی که می داند ارز شما هنوز در قعر چاه است.

این همان لحظه ی شوم است که یادتان می رود چه چیزی از همه مهمتر است.

استراتژی خودتان. فریاد می زنید: گندش بزنن! فکر می کنید: این بازار هیچ معنایی نداره اگه به احمق هایی مثل رامین حال بده!

هر چه باشد او تنها 12 ساعت است که خرید و فروش می کند و 80 درصد پیشرفت کرده است. این چه مسخره بازی ای است؟ آن پیشنهاد را به شما داد و حالا خرید و فروش های خوبی انجام می دهد؟

روز بعد، ارز مسخره ی $ABC رامین 150% بالا می رود. به پنجره زل می زنید، منظورم پنجره ای که به باغ بهشت باشد نیست، نه، همین پنجره ی رو به خیابان پایینی. از خودتان می پرسید آیا پایین پریدن از پنجره درد کمتری دارد یا نگاه کردن به رامین، آن هم در حالی که دارد کیف پول سخت افزاریش را تکان می دهد و به همه کس در اداره می گوید "Hodl" (نگه داری ارز) به چه معناست. به خانه بر می گردید. وبسایت صرافی خود را باز می کنید و بی خیال $XYZ می شوید. تمام داراییتان را با ضرر می فروشید و سرمایه تان را به $ABC منتقل می کنید.

روز بعد $XYZ 800 درصد بالا می رود. رامین به شما زنگ می زند و می گوید: تبریک می گم، دیدم $XYZ امروز ترکوند! پسر کاش از $ABC وقتی بالا بود میومدم بیرون. الان قیمتش افتاده. تقریبا همون قیمیتی شده که وقتی خریدم بود. باید به حرفت گوش می کردم و $XYZ را می خریدم.

همچین آدمی نباشید. من این طوری بودم، نابود کننده است!

تمام روز به نمودارها زل نزنید

چه باور کنید و چه نه، نمی تواندی با اجی مجی یک نمودار را مجبور کنید به بالا یا پایین برود.

حرف من را باور کنید، امتحان کرده ام. وقتی شروع به خرید و فروش کردم عادت داشتم ساعات زیادی را به بررسی نمودارها بگذرانم. وقتی به گذشته نگاه می کنم، اگر بخواهم با خودم صادق باشم، زمان زیادی را به آن شکل از دست داده ام. البته که زمان زیادی را در واقع به مطالعه و به کارگیری آنچه آموخته بودم در خرید و فروش هایم گذراندم. اما زمان زیادی را هم بی هدف به صفحه ی کامپیوتر خیره شده ام.

یاد گرفتم که بیشتر اشتباهاتم در زمان هایی مانند آن رخ داده است. زمانی که کارآمد نبودم. بی آنکه نیازی باشد، مثل عقاب داراییم را می پاییدم. این کار من را احساسی و هیجانی تر کرد و باعث شد بیش از حد خرید و فروش کنم. این ها دو چیزی هستند که الان می دانم به هر قیمتی باید از آن ها پرهیز کنم.

گاهی بهترین کاری که باید بکنید این است که یک سفارش خرید و فروش محدود (limit-order) بگذارید و بروید دنبال سایر کارهایتان. به استراتژی خود اعتماد کنید و همیشه به یاد داشته باشید که اگر با استراتژی خرید و فروش نمی کنید، دارید قمار می کنید.

بیت کوینبیت کوین
بیت کوین$۳۰,۰۵۵۹۱۶,۴۳۶,۷۰۶ تومان